تجربه نگاری ششمین دوره کشوری حیات طیبه

دوره حیات طیبه کشوری با حضور نخبگان فرهنگی

روز اول ششمین دوره کشوری حیات طیبه

با لطف و عنایت حضرت حق شرایط حضورم در اردوی حیات طیبه کشوری فراهم شد. روز سه شنبه 8 بهمن 98 به دانشگاه رفتم. همسفرانم زودتر از من رسیده بودند. با هم به ساندویچی رفتیم. بعد از شام متخصری گپ زدیم.

صبح روز چهارشنبه از دانشگاه به مقصد ترمینال اردبیل، تاکسی گرفتیم. بعد از پیاده شدن از تاکسی بلافاصله سوار اتوبوس اردبیل-تهران شدیم. بعد از چند دقیقه انتظار مسئول گروه هم به ما اضافه شدند.

اتوبوس چند دقیقه بعد به راه افتاد و متاسفانه داخل شهر، سه یا چهار بار توقف بیجا داشت و عملا یک ساعت دیرتر از ساعت اعلامی روی بلیط از شهر خارج شد.

حدودای ساعت 3 در غذاخوری بین راه توقف کرد و بعد از نماز و صرف ناهار دوباره به راه افتادیم. مسیر طولانی بود با گپ و گفت‌ها سعی می‌کردیم مسیر رو کوتاه کنیم. فیلم سینمایی پارادیس هم داخل اتوبوس پخش شد که فیلم خوبی به نظرم اومد.

حدودای ساعت 8 وارد ترمینال غرب تهران شدیم. مثل همیشه با حجم زیادی راننده تاکسی مواجه شدیم که هر کدوم سعی داشتن ما رو به زور سوار تاکسی خودشون کنن. ((:

چون باید هزینه‌های اردو رو فاکتور می‌کردیم مجبور بودیم تاکسی بگیریم که فاکتور داشته باشه. این مورد یکم معطلمون کرد ولی خدا رو شکر بالاخره حل شد. مشکل بعدی این بود که ما 5 نفر بودیم، در واقع یک نفر بیشتر از ظرفیت تاکسی، این مورد هم با مقداری هزینه اضافی حل شد. عزیزان نیروی راهنمایی رانندگی ارادت داریم خدمتتون، سرعت نرفتیم، چراغ قرمز هم رد نکردیم (:

بالاخره رسیدیم به پردیس فرهنگیان شهید چمران تهران واقع در حکیمیه. باید ابتدا پذیرش می‌شدیم. برای این کار به بخش سرپرستی خوابگاه شماره 1 وارد شدیم. پذیرش با سرعت نسبتا خوبی انجام شد و بسته‌ای فرهنگی با محتویات یک جلد کتابچه با عنوان تعلیم و تربیت در کلام مقام معظم رهبری و یک عدد دفترچه یادداشت و یک عدد خودکار بین دانشجویان توزیع شد.

خوابگاه ها 8 نفری بودند ولی این مورد رو برای ارائه ظرفیت به استان‌ها برای آوردن دانشجو در نظر نگرفته بودند. بالاخره بعد از گفتگو و مذاکره‌های زیاد مسئولین نتونستن به ما و خیلی از استان‌ها کمکی کنن. و تقسیم بندی به این صورت شده بود که دو نفرمون در یک اتاق و سه نفرمون در یک اتاق اسکان پیدا کنن! با هوشمندی تیممون، خودمون این مشکل رو حل کردیم. با بچه‌های استان زنجان در یک خابگاه اسکان گرفتیم. البته جا داره از فداکاری مدیران اجرایی نهاد نمایندگی رهبری دانشگاه علامه اردبیل و دانشگاه فرهنگیان زنجان تشکر کنم که هر دو روی زمین خوابیدند.

بعد از فراهم شدن اسکان، همگی برای شام به سلف سرویس دانشگاه مراجعه کردیم.

روز دوم ششمین دوره کشوری حیات طیبه

صبح ساعت 5:45 دقیقه بعد از شنیدن صدای اذان صبح به نمازخانه رفتیم و بعد از نماز دوباره به خوابگاه برگشته تا ساعت 6:30 استراحت کردیم. اصلا خواب بعد از نماز صبح، معادل سه شبانه روز خواب تاثیر داره ((:

بعد از صبحانه به سالن همایش دانشگاه فرهنگیان شهید چمران وارد شدیم.

  • پس از قرائت قرآن مجید و سرود ملی ، دکتر آزادی رئیس محترم پردیس شهید چمران به دانشجومعلمان خیر مقدم گفتند و سپس به اهداف ششمین دوره کشوری حیات طیبه پرداختند.
  • بعد از ایشان حجت السلام دادگر، مسئول محترم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان، با دانشجویان صحبت کردند.
  • سپس آیت الله صدیقی، امام جمعه محترم تهران، به سخنرانی پرداختند و از مباحث معرفتی صحبت کردند.
  • و در آخر حجت السلام محمد قمی، رئیس محترم سازمان تبلیغات اسلامی سراسر کشور، خطاب به دانشحو معلمان نکاتی رو فرمودند.

وقت نماز و سپس نهار رسید.

بعد از نهار و نماز کلاس آموزش مسئله‌یابی آغاز شد. در این کلاس با مسئله‌یابی، شناخت علل مسئله، عوارض مسئله و … آشنا شده و به طور عملی به مسئله‌یابی مشغول شدیم. به نظرم این موضوع بسیار مورد نیاز مسئولین و افراد تاثیر گذار جامعه به ویژه معلمان هست.

کلاس بعدی، پس از یک پزیرایی شروع شد و شرکت کننده‌ها شروع به تیم سازی و راه‌حل یابی برای مسئله های انتخابی خود کردند.

وقت اذان و شام و استراحت رسیده بود. بعد شام با عزیزان زنجانی که هم‌خوابگاهی ما بودند، گپ زدیم و بیشتر آشنا شدیم.

اینجا یه بخش خیلی عالی و فوق العاده از برنامه این اردو شروع شد. ان شا الله قسمت همگی بشه. دسته جمعی رفتیم زیارت شاه عبد العظیم حسنی. واقعا زیارت فوق العاده‌ای شد. همچنین به زیارت شهدای مدافع حرم، همراهان شهید سردار قاسم سلیمانی، رفتیم.

در این مراسم همکاران، به مداحی پرداختن و یک خاطره به یاد ماندنی برای بقیه ساختند. اجرشان با آقا!

دوره حیات طیبه کشوری

روز سوم ششمین دوره کشوری حیات طیبه

روز سوم نیز کلاس‌ها بعد از نماز و صبحانه، با عناوین آموزش مفاهیم آینده پژوهی و مساله یابی ادامه پیدا کرد. شب سوم دوره، برنامه استخر برای دانشجومعلمان تدارک دیده بودند. متاسفانه از خستگی زیاد، نتونستم در این بخش شرکت کنم. شب هم طبق روال شب قبل به گپ و گفت و ایده پردازی و مسئله‌یابی و انجام تکالیف کلاس‌ها سپری شد.

روز چهارم ششمین دوره کشوری حیات طیبه

روز چهارم کلاس اول ما، در مورد بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بود. کلاس نسبتا سنگینی بود و هضم کردن مفاهیم انرژی زیادی مصرف می‌کرد. اما به یاری خدا و قوت استاد، به خوبی انتقال مفاهیم انجام شد.

کلاس دوم، کلاس آموزش تجارب نوآورانه تعلیم و تربیت بود. در این کلاس، یک مدیر مدرسه، مدیر مدرسه سراج، به ارائه عملکرد و نوآوری‌های خودشون پرداختن و ایده های نسبتا جدیدی رو مطرح کردند. علاقه‌مند شدن، دانشجومعلمان به نوآوری در عرصه تعلیم و تربیت رو می‌شد در چشمانشون دید.

بعد از نماز، امام جماعت نکته خوبی در مورد اهمیت اذان فرمودند. فرمایششون مبنی بر این بود که قبل از اقامه حتما سعی کنیم اذان رو هم بگیم که تاثیر بسیار زیادی داره.

کلاس‌های بعد از ظهر دوباره با موضوع ایده پردازی و حل مسئله پیش رفت.

روز آخر ششمین دوره کشوری حیات طیبه

حجت السلام و المسلیمن دادگر مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه فرهنگیان

بعد از دو کلاس در ادامه موضوعات کلاس‌های روز قبل، کلاس های دوره به پایان رسید. در انتهای دوره حاج آقا دادگر در مورد مطال دوره نکاتی رو فرمودند و دوره رو جمع بندی کردند.

دکتر خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان

بعد از ایشان جناب دکتر خنیفر، رئیس دانشگاه فرهنگیان، به سخنرانی پرداختن و سپس به درخواست دانشجومعلمان به پرسش و پاسخ مشغول شدند. دانشجومعلمان دغدغه‌ها، مسائل، مشکلات و موضوعات دانشگاه مطرح کردند.

و اتمام دوره!

بعد از مراسم اختتامیه، با هم‌خوابگاهی‌ها و همکاران از سایر استان‌ها خداحافظی کردیم و به درب خروجی دانشگاه رفتیم. هر چقدر اسنپ میزدیم، هیچ راننده‌ای قبول نمیکرد! در آخر یک پراید قبول کرد و ما را تا ترمینال غرب رساند.

در ترمینال بعد از تهیه بلیط، حدود یک ساعت با منتظر می‌موندیم. در این فرصت، نماز مغرب و عشا رو خواندیم و سوار اتوبوس شدیم.

راننده اتوبوس واقعا بد رانندگی می‌کرد. سرعت زیاد، چپ و راست کردن زیاد. خیلی استرس داشتیم خدایی نکرده چپ نکنه! مسافرها به نشانه اعتراض داد می‌زدن، اما راننده به بهانه چاله‌های جاده به کارش ادامه می‌داد. خدا رو شکر به سلامت رسیدیم و هیچ اتفاقی نیافتاد.

بعد از رسیدن به ترمینال اردبیل، مدیر احرایی محترم نهاد، که واقعا خیلی بهشون زحمت دادیم و خیلی به ما دانشجوها محبت داشتند، ما رو تا دانشگاه رسوندن و تحویل سرپرستی دادن 😁.

این دوره واقعا برای من مفید واقع شد. چیزهای خیلی زیادی یاد گرفتم. ان شا الله که بتونم آموخته‌هامو در دانشگاه فرهنگیان اردبیل پردیس علامه طاطبائی اجرایی کنم.

1 comment / نظر خود را در زیر وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید